|
|
تعداد پاسخ به اين تايپك : 1 | ||
|
|
|||
|
|
|
|
|
تعداد پاسخ به اين تايپك : 2 | ||
|
چقدر با ابتهاج آشنایید؟
|
|||
|
|
|
|
|
تعداد پاسخ به اين تايپك : 3 |
|
|
|
|
|
|
|
|
تعداد پاسخ به اين تايپك : 4 |
|
ای کدامین شب
یک نفس بگشای جنگل انبوه مژگان سیاهت را تا بلغزد بر بلور برکه شچشم کبود تو پیکر مهتابگون دختری کز دور با نگاه خویش می جوید بوسه شیرین روزی آفتابی را از نوازشهای گرم دستهای من دختری نیلوفرین شبرنگ مهتابی می تپد بی تاب در خواب هوسنک امید خویش پای تا سر یک هوس آغوش و تنش لغزان و خواهشبار می جوید چون مه پیچان به روی درههای خواب آلود سپیده دم بسترم را تا بلغزد از طلب سرشار همچو موج بوسه مهتاب روی گندمزار تا بنوشد در نوازشهای گرم دستهای من شبنم یک عشق وحشی را ای کدامین شب یک نفس بگشای مژگان سیاهت را
|
|
|
|
|
| تاکنون [ARG:2 UNDEFINED] کاربر به خاطر این پست از sama سپاسگزاری کرده اند |
Yusuf-Amin (08-26-2007)
|
|
|
تعداد پاسخ به اين تايپك : 5 | ||
|
چه باک اگر نرسیدیم ما به کوی رسیدن
هزار گام روان هست و آرزوی رسیدن ز پای طاقت خود شاکرم که با همه پیری هنوز می بردم روز وشب به سوی رسیدن ز تلخی نرسیدن دلا ترش مکن ابرو به آب دیدهء ما بخش آبروی رسیدن زمن شنو که شنیدند راهیان شکیبا نوای دلکش امید از گلوی رسیدن گلی به خواب من آمد ز بوستان تو روزی هنوز چشم و دلم می رود به بوی رسیدن زچشم حسرت ما یاد کن درین شب حرمان اگر نگاه تو روزی رسد به روی رسیدن زلال جام مرادت به کام باد و گوارا اگر سبوی طرب پر کنی زجوی رسیدن قدم به شرط ادب نه خدای را چو رسیدی که ریزهء دل خلقی ست خاک کوی رسیدن
|
|||
|
|
|
![]() |
| کاربران در حال ديدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهاي موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمايش | |
|
|