قديمي 08-20-2007, 11:17 PM   تعداد پاسخ به اين تايپك : 1
درجه كاربر
Yusuf-Amin
Senior Member
 
Yusuf-Amin آواتار ها
 

 

 
آمار و مشخصات كاربر








Thanks: 7
Thanked 31 Times in 26 Posts  
Yusuf-Amin به Yahoo ارسال پيام فرستادن پيام با Skype به Yusuf-Amin

 
 

پيش فرض هوشنگ ابتهاج





چه فکر می کنی؟

که بادبان شکسته زورقِ به گِل نشسته‌ای‌ست زندگی؟

ور این خرابِ ریخته

که رنگِ عافیت ازو گریخته

به بُن رسیده راهِ بسته‌ای‌ست زندگی؟



چه سهمناک بود سیل حادثه

که همچو اژدها دهان گشود

زمین و آسمان ز هم گسیخت

ستاره خوشه خوشه ریخت

و آفتاب در کبودِ دره‌های آب غرق شد.



هوا بد است

تو با کدام باد می‌روی؟



چه ابر تیره‌ای گرفته سینه‌ی تو را

که با هزار سال بارشِ شبانه روز هم

دلِ تو وا نمی‌شود.



تو از هزاره‌هایی دور آمدی

درین درازنایِ خون فشان

به هر قدم نشانِ نقشِ پای توست

در این دُرشتناکِ دیولاخ

ز هر طرف طنین گام‌های راه گشای توست

بلند و پست این گشاده دامگاهِ ننگ و نام

به خون نوشته نامه‌ی وفای توست

به گوشِ بیستون هنوز

صدایِ تیشه‌های توست.



چه تازیانه‌ها که با تنِ تو تابِ عشق آزمود

چه دارها که از تو گشت سربلند

زهی شکوهِ قامتِ بلندِ عشق

که استوار ماند در هجومِ هر گزند



نگاه کن

هنوز آن بلندِ دور

آن سپیده آن شکوفه‌زارِ انفجار نور

کهربای آرزوست

سپیده‌ای که جانِ آدمی هماره در هوای اوست

به بوی یک نفَس در آن زلال دم زدن

سزد اگر هزار بار

بیفتی از نشیبِ راه و باز

رو نهی بدان فراز.



چه فکر می‌کنی؟

جهان چو آبگینه‌ی شکسته‌ای‌ست

که سرو راست هم در او شکسته می‌نمایدت

چنان نشسته کوه در کمینِ دره‌های این غروبِ تنگ

که راه بسته می‌نمایدت.



زمانِ بی‌کرانه را

تو با شمارِ گامِ عمرِ ما مسنج

به پای او دمی‌ست این درنگِ درد و رنج.



به سان رود که در نشیبِ دره، سر به سنگ می‌زند،

رونده باش.

امید هیچ معجزی ز مرده نیست

زنده باش.

 

 

امضاء

من بنده ی الله هستم.

   

پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to Yusuf-Amin For This Useful Post:
sama (08-26-2007), نورالعین (08-26-2007)
قديمي 08-26-2007, 08:55 AM   تعداد پاسخ به اين تايپك : 2
درجه كاربر
Yusuf-Amin
Senior Member
 
Yusuf-Amin آواتار ها
 

 

 
آمار و مشخصات كاربر








Thanks: 7
Thanked 31 Times in 26 Posts  
Yusuf-Amin به Yahoo ارسال پيام فرستادن پيام با Skype به Yusuf-Amin

 
 

پيش فرض


چقدر با ابتهاج آشنایید؟

 

 

امضاء

من بنده ی الله هستم.

   

پاسخ با نقل قول
قديمي 08-26-2007, 09:26 AM   تعداد پاسخ به اين تايپك : 3
درجه كاربر
sama
Senior Member
 
آمار و مشخصات كاربر







Thanks: 13
Thanked 25 Times in 20 Posts  

 
 

پيش فرض هوشنگ ابتهاج


هوشنگ ابتهاج

هوشنگ ابتهاج در سال 1306 در شهر رشت زاده شد
دوره آموزش دبستانی را در همین شهر و آموزش دبیرستانی را در تهران پایان رساند
وی مدتی را به عنوان مدیر کل شرکت دولتی سیمان تهران به کار اشتغال داشت از سال 1350 تا 1356 نیز برنامه گلهای تازه و گلچین هفته رادیو ایران را سرپرستی می کرد
او در دوران دبیرستان اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه ها منتشر کرد
وی با سرودن شعر های عاشقانه آغاز کرد اما با کتاب شبگیر خود که حاصل سالهای پر تب و تاب پیش از 1332 است به شعر اجتماعی روی آورد


دفترهای شعر

نخستین نغمه ها ....................رشت 1325

سراب ....................................صفی علیشاه1320

سیاه مشق ...........................امیر کبیر1332

شبگیر ....................................زوار 1332

زمین برگزیده شعر .................نیل 1334

چند برگ از یلدا ........................تهران 1334

یادگار خون سرو ......................توس 1360

اینه در اینه برگزیده شعر ........نشر چشمه 1368

 

 

   

پاسخ با نقل قول
قديمي 08-26-2007, 09:29 AM   تعداد پاسخ به اين تايپك : 4
درجه كاربر
sama
Senior Member
 
آمار و مشخصات كاربر







Thanks: 13
Thanked 25 Times in 20 Posts  

 
 

پيش فرض نیلوفر


نیلوفر

ای کدامین شب
یک نفس بگشای
جنگل انبوه مژگان سیاهت را
تا بلغزد بر بلور برکه شچشم کبود تو
پیکر مهتابگون دختری کز دور
با نگاه خویش می جوید
بوسه شیرین روزی آفتابی را
از نوازشهای گرم دستهای من
دختری نیلوفرین شبرنگ مهتابی
می تپد بی تاب در خواب هوسنک امید خویش
پای تا سر یک هوس آغوش
و تنش لغزان و خواهشبار می جوید
چون مه پیچان به روی درههای خواب آلود سپیده دم
بسترم را
تا بلغزد از طلب سرشار
همچو موج بوسه مهتاب
روی گندمزار
تا بنوشد در نوازشهای گرم دستهای من
شبنم یک عشق وحشی را
ای کدامین شب یک نفس بگشای مژگان سیاهت را

 

 

   

پاسخ با نقل قول
تاکنون [ARG:2 UNDEFINED] کاربر به خاطر این پست از sama سپاسگزاری کرده اند
Yusuf-Amin (08-26-2007)
قديمي 11-27-2007, 03:58 PM   تعداد پاسخ به اين تايپك : 5
درجه كاربر
mohammad-m
Member
 
mohammad-m آواتار ها
 

 

 
آمار و مشخصات كاربر








Thanks: 0
Thanked 2 Times in 2 Posts  
mohammad-m به Yahoo ارسال پيام

 
 

پيش فرض بوی رسیدن...



چه باک اگر نرسیدیم ما به کوی رسیدن
هزار گام روان هست و آرزوی رسیدن


ز پای طاقت خود شاکرم که با همه پیری
هنوز می بردم روز وشب به سوی رسیدن


ز تلخی نرسیدن دلا ترش مکن ابرو
به آب دیدهء ما بخش آبروی رسیدن


زمن شنو که شنیدند راهیان شکیبا
نوای دلکش امید از گلوی رسیدن


گلی به خواب من آمد ز بوستان تو روزی
هنوز چشم و دلم می رود به بوی رسیدن


زچشم حسرت ما یاد کن درین شب حرمان
اگر نگاه تو روزی رسد به روی رسیدن


زلال جام مرادت به کام باد و گوارا
اگر سبوی طرب پر کنی زجوی رسیدن


قدم به شرط ادب نه خدای را چو رسیدی
که ریزهء دل خلقی ست خاک کوی رسیدن

 

 

امضاء

ايمان ، فقط ايمان براي نجات انسان كافيست !

   

پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال ديدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهاي موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوي پيشرفته
نحوه نمايش

مجوز هاي ارسال و ويرايش
شما نميتوانيد موضوع جديدي ارسال کنيد
شما امکان ارسال پاسخ را نداريد
شما نميتوانيد فايل پيوست در پست خود ضميمه کنيد
شما نميتوانيد پست هاي خود را ويرايش کنيد

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غير فعال است

انتخاب سريع يک انجمن


اکنون ساعت 09:15 PM برپايه ساعت جهاني (GMT - گرينويچ) +3.5 مي باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.5
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.

Persian Language By Persian Forum Ver 2.1